ميرزا محمد على وفا زواره اى

48

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

جواب آن‌ها با امنا و اعيان است . كاغذ نوشتن دولت انگليس به جناب فخر الاسلام ، آقا سيد محمّد باقر مجتهد ، به اصفهان چه مناسبت دارد ؟ « 1 » » محمّد شاه پس از اين اقدام ، همراه اردوى مفصلى به اصفهان سفر كرد تا از جمله اغتشاشاتى را كه غالبا در نتيجهء رقابت و كشمكش سيّد شفتى با حكام اصفهان بود و به دست لوطيان اطراف ايشان درمىگرفت ، سركوب كند . اما ناكام ماند چون سربازانش در ديدار شفتى از اردوى شاه ، سر و دست او را بوسيدند . پس به گفته تنكابنى ، زياده از سى هزار تومان به آن جناب ضرر وارد آورد و با بستگان او نهايت سوء سلوك را مسلوك داشت . سپس منوچهر خان را به حكومت اصفهان فرستاد تا از قدرت او كاسته شود و هنگام مرگ سيّد هم كاسته شده بود « 2 » . به‌هرحال ، اين پيام و پاسخ ، پيش از هر چيز ، مبيّن حشمت و نفوذ سيّد شفتى است كه بخشى از آن مىتواند ناشى از همان حسابى باشد كه فتحعلى شاه از عالمان دينى و به‌ويژه سيّد شفتى مىبرد و قبلا ذكرى از آن به بيان آمد . چنين صاحب دستگاهى كه از سويى مانند رجال سياسى ، وزير مختار دولت بريتانيا ، به او نامه بنويسد و از ديگرسو ، عالمى جليل القدر و مرجعى محبوب القلوب به شمار آيد ، البتّه بايد عده‌اى از شعرا و اهل ادب نيز او را ستايش نمايند و گرد او جمع آيند . اين در حالى است كه آن روز ، هريك از رجال سياسى و غير سياسى در اطراف خود ، عده‌اى از شعرا را گرد آورده بودند . حتى براى امين الدّوله نيز كه به سيّد متوسل شد ، تذكره‌اى برايش مرتب كردند شامل اشعارى كه در ستايش او سروده شده بود . مضاف بر همه اين‌ها ، سيّد ، مردى بود شعردوست و فاضل‌پرور . ازاين‌رو ، خردخرد ، عده‌اى از شعراى روزگار خود را به زير بال‌وپر گرفت . كه شرح آن در مقدّمه آمد . او آن‌ها را « به نظم مناقب مصطفوى و مدايح مرتضوى ، امر كرد » « 3 » . آن‌ها نيز كه « مدايح آن بزرگوار را فى الحقيقة ، مناقب ائمه اطهار « 4 » » مىدانستند ، سروده‌هاى خويش را نثار او مىكردند . تا آنجا كه برخى از آن‌ها ، مانند وقايع‌نگاران ، همواره همراه او بودند . مانند ميرزا عبد الكريم سيما كه « پيوسته به نظم وقايع آن بزرگوار ، مشغول بود » .

--> ( 1 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادى ، ج 2 ، صص 441 - 403 و نيز سفرنامه چهار فصل ، ص 438 و همچنين : ع . امانت ، پيشين ، ص 146 ( 2 ) - ر ك : شرح حال رجال ايران ، ج 2 ، ص 161 ( 3 ) - مآثر الباقريّه ، ص 91 ( 4 ) - پيشين ، ص 257